سلطان محمد ميرزا قاجار
88
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
اگرچه اين شهر به بزرگى شهر تفليس نيست ولى از جهت هوا و صفا و بناى عمارات [ 46 ب ] دخلى به تفليس ندارد . باشآچق يك منزل كه از تفليس گذشت تا كنار قره دنگيز « 2 » ، اين ولايت يك قطعه از گرجستان است موسوم به باشآچق . « 3 » مردها سر برهنه راه مىروند . بعضى يك پارچهء مخملى گلابتون دوخته يا ساده به شكل اهليلجى كله سر مىگذارند [ و ] با دو بند زير چانه مىبندند . شهر كتايس حاكمنشين اين ولايت باشآچق است . مردم اين ولايت در خوشگلى مشهور تمام گرجستاناند . دو مدرسه و دو كليساى بسيار عالى در اين شهر ساخته شده است . بر روى رودخانهء بزرگى كه از كنار شهر مىگذرد ، پل بزرگى ساختهاند . پايههاى پل از سنگ است . روى پل از چوب و آهن بسيار خوب و محكم ساخته شده است . خيلى از اهل نمسه در اين شهر ساكناند و مشغول كسب و رعيتى هستند . ماران از شهر كتايس الى ماران سى و شش ورست [ است ] . دو پستخانهء خوب در اين راه هست . همهء راه جلگه و هموار [ و ] جنگل سبز و خرم [ است ] . نهرهاى [ 47 آ ] جارى از راه مىگذرد . همه قسم درخت در جنگلها هست ، بخصوص فندق . دهات و عمارات آباد و محل زراعت متصل بههم است . كنار راه دكاكين و ميخانهها [ ى ] بسيار است . در اين آباديها يهود خيلى ساكناند ولى به حسب لباس و زبان با اهل گرجستان تفاوتى ندارند .
--> ( 2 ) . يعنى درياى سياه . دنگيز يعنى دريا . ( ن . ك . افزودهها ) . ( 3 ) . باش به معنى سر و آچق به معنى برهنه است .